دوازده کلمه ی مترادف برای کلمه ی Dry به همراه معنی و مثال

دوازده کلمه ی مترادف برای Dry به همراه معنی و مثال را در این قسمت از مرکز دانلود منابع زبان های خارجی کاردوآنلاین به شما تقدیم می کنیم.

دوازده کلمه ی مترادف برای Dry به همراه معنی و مثال

این مقاله به تلاش استاد محترم وبسایت کاردوآنلاین آقای مرتضی گیتی تنظیم شده است. برای شرکت در کلاس های آموزش زبان انگلیسی ایشان از صفحه ی کلاس های آموزش زبان انگلیسی استاد مرتضی گیتی دیدن کنید.

کلمه ی Dry دارای معانی مختلفی هست و این معانی مترادف ها و متضادهای مختلفی دارند. یکی از معانی کلمه ی Dry فقدان آب و رطوبت است. برای مثال:

It hasn’t rained in weeks, the ground is completely dry.

Her clothes were no longer dry after the rain.

به عنوان یک فعل، شکل گذشته ی کلمه ی Dry کلمه ی Dried است.

I dried my clothes last night, so that I could wear them today.

یکی دیگر از معانی کلمه ی Dry تشنه کردن است.

I’m feeling really dry from being out in the sun all day.

یکی دیگر از معانی کلمه ی Dry به معنی خشک به صورتی که آب کافی را برای ما فراهم نمی کند می باشد. برای مثال چاه خشک. یا اینکه منبع اطلاعاتی ما خشک شده است.

The well is dry. 

Our sources for information have dried up. 

در ادامه کلماتی که مترادف با کلمه ی Dry می باشند را برای شما در نظر گرفته ایم.

کلمه ی Parched

این کلمه به معنی خشک کردن به علت دما و گرما است:.

The earth in the desert is parched.

علاوه بر این، این کلمه به معنی بسیار تشنه نیز هست. البته تشنه بودن بخاطر فقدان آب:

I haven’t had water since this morning and I’m parched.

این کلمه همچنین به معنی اندکی پخته شده نیز است:

Yesterday I tried parched corn for the first time, which is made by dry roasting corn.

کلمه ی Wither

این کلمه اغلب به معنی فرسوده شدن یا خشکیدن درختان به علت فقدان رطوبت و آب است. شکل گذشته ی این کلمه withered است.

It had been a hot week and the plants were dead and withered.

علاوه بر این، غیر گیاهان نیز می توانند wither شوند:

After years of declining revenue the business finally withered.

Even after therapy our marriage withered.

کلمه ی Shriveled

این کلمه نیز یکی دیگر از مترادف های کلمه ی Dry می باشد که به معنی چین و چروک برداشتن به علت بی آبی است.

The grapes were left out in the sun, and they looked shriveled.

کلمه ی Wilt

این کلمه نیز یکی دیگر از مترادف های کلمه ی Dry می باشد که در وصف گیاهان از آن استفاده می شود. این کلمه به معنی پژمرده بودن به دلیل بی آبی است.

I forgot to water my tomato plant and the leaves started to wilt.

یکی دیگر از معنی های این کلمه از دست دادن انرژی یا توان بدنی است.

Despite all of his training he wilted at the end of the match.

کلمه ی Wizened

این کلمه به معنی چین و چروک برداشتن به خاطر پیر شدن است.

The old woman had wizened over time.

کلمه ی Crisp

این کلمه اغلب برای توصیف خوراکی ها استفاده می شود. خوراکی هایی که محکم و خوش خوراک هستند.

I like my bacon to be crisp.

The freshest vegetables are always crisp.

علاوه بر این، برای توصیف افراد و بقیه ی اسم ها استفاده می شود.

She tanned a little too much and looked a little crispy.

علاوه بر این، خوراکی ها و حتی آب و هوای مطبوع را با این کلمه توصیف می کنند.

The vegetables were perfectly cooked, they were nice and crisp

I love the crisp air of fall.

علاوه بر این، به معنی مسطح و بدون خش می باشد.

Make sure your fabric is crisp before you begin sewing.

علاوه بر این، صحبت کردن به صورت محکم و قوی نیز با این کلمه توصیف می شود.

His tone was crisp and a little uninviting.

کلمه ی Brittle

این کلمه به معنی خشک و محکم است. اغلب به این معنی که قادر به شکستن چیزی نیستیم.

As people get older their bones become brittle.

کلمه ی Dehydrated

این کلمه برای توصیف چیزی یا شخصی که مقدار قابل توجهی آب از دست داده است استفاده می شود.

My lawn is dehydrated, because it hasn’t rained in a week.

I’m not feeling well, I think I may be dehydrated.

کلمه ی Empty

این کلمه به معنی خالی بودن از چیز هست.

My coffee cup is empty.

After walking on the beach I emptied my shoes.

کلمه ی Vacant

این کلمه به معنی خالی است.

The desert looked vast and vacant.

The apartment was vacant.

کلمه ی Arid

این کلمه به معنی خشک است. مکانی که باران کافی نمی بارد. علاوه بر این، به معنی نداشن علاقه یا جذابیت کافی است.

Much of Northern Africa has an arid climate.

 

The years he spent in his small town were arid, and he couldn’t wait to move to the big city.

کلمه ی Baked

این کلمه برای توصیف خوراکی که در فر پخته شده است استفاده می شود.

We had baked chicken for dinner.

امیدواریم که این مطلب از وبسایت کاردوآنلاین مورد توجه شما دوستان عزیز و همراهان همیشگی ما قرار گرفته باشد. لطفاً، از مطالب دیگر وبسایت نیز دیدن کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *