giresun escort tokat escort kutahya escort zonguldak escort yozgat escort adiyaman escort

کلاس خصوصی مکالمه و اسپیکینگ زبان انگلیسی در شیراز (حضوری و آنلاین)

کلاس خصوصی مکالمه و اسپیکینگ زبان انگلیسی در شیراز (حضوری و آنلاین) با تدریس استاد مرتضی گیتی برگزار می شود.

(بیشتر…)

آرشیو کامل منابع آموزش زبان انگلیسی و نود زبان خارجی دیگر

آرشیو کامل منابع آموزش زبان انگلیسی و نود زبان خارجی دیگر (انگلیسی، فرانسوی، اسپانیایی، آلمانی و زبان های دیگر) را در این قسمت از سایت کاردوآنلاین به شما معرفی می کنیم.

(بیشتر…)

تفاوت کلمات alone و lonely و lonesome و lone در زبان انگلیسی

در این مقاله از وبسایت کاردوآنلاین در رابطه با تفاوت واژگان alone و lonely و lonesome و lone صحبت خواهیم کرد. دانستن نقاط تمایز مربوط به این واژگان نیز بسیار اهمیت دارد. بنابراین این مقاله از وبسایت کاردوآنلاین را به آنها اختصاص دادیم. (بیشتر…)

بررسی be able در زبان انگلیسی و کاربردهای آن

در این مقاله از وب سایت کاردوآنلاین قصد داریم در رابطه با عبارت be able و همچنین نکات مربوط به آن و نقاط تمایز و شباهت آن با کلمه can صحبت کنیم. امیدواریم که این مقاله نیز مورد توجه تمامی دوستان قرار بگیرد. (بیشتر…)

تفاوت کلمات rise و arise در زبان انگلیسی

در این مقاله از وب سایت کاردوآنلاین در رابطه با تفاوت دو واژه ی rise و arise صحبت خواهیم کرد. این دو واژه نیز به دلیل شباهتی که دارند اغلب برای زبان آموزان سردرگم کننده خواهند بود. (بیشتر…)

معنا و کاربرد های عبارت after all در زبان انگلیسی

در این مقاله از وب سایت کاردوآنلاین در رابطه با عبارت after all و کاربردهای مختلف آن در زبان انگلیسی صحبت خواهیم کرد. امیدواریم که با مطالعه کردن این مقاله نیز نکات مختلفی را فرا گرفته باشید. (بیشتر…)

تفاوت زبان انگلیسی گفتاری (spoken) و یا نوشتاری (written)

در این مقاله که به صورت رایگان از وب سایت کاردو آنلاین به شما تقدیم می شود در رابطه با تفاوت زبان انگلیسی گفتاری و یا spoken و زبان انگلیسی نوشتاری و یا written صحبت خواهیم کرد و تفاوت های آن ها را بررسی خواهیم نمود. این موضوع بدون شک قابل توجه است که زبان انگلیسی در گفتار و در نوشتار تفاوت های مهم و قابل توجهی دارد. در ادامه به برخی از این تفاوت ها خواهیم پرداخت.

طول و پیچیدگی و ساختار جملات

در نوشتارها جملات از قبل برنامه ریزی شده و هم چنین مرور و ویرایش می شوند. بنابراین زمان مورد نیاز برای ساختن جملات پیجیده بیشتر در دسترس است. این در حالیست که جملاتی که در گفتار مورد استفاده قرار می گیرند اغلب کوتاه تر هستند. موضوع دیگر اینکه، موضوع صحبت کردن و یا نوشتن نیز می تواند تعیین کننده ی فرم جملات و ساختارها باشد. موضوع ها در صحبت کردن اغلب کوتاه اما در نوشتارها کمی طولانی تر هستند. به جمله ی زیر که نشانگر یک جمله در نوشتار می باشد دقت کنید:

The group of young people who were sitting at the next table were making so much noise that my friends and I found it difficult to continue our conversation.

همین جمله می تواند در گفتار به شکل زیر آورده شود.

There were a lot of young people at the next table. They were making so much noise we couldn’t talk.

در زبان نوشتار اغلب جملات کامل هستند این در حالیست که در گفتار برخی اوقات ممکن است جملات غیر کامل باشند. برای مثال:

When are you seeing her? ~ Half past eight. ~ At your place? ~ No, at Andy’s.

در گفتار نیز جملات ممکن است قبل و یا بعد از یکدیگر بیایند و ساختار و چیدمانشان کمی نسبت به نوشتار به هم ریخته تر باشد. برای مثال:

Last Wednesday it was, I was just going to work,…

This guy who rang up, he’s an architect. Well, he said,…

They work very hard, most of them…

علاوه براین تکنیک fronting که بیشتر در گفتار کاربرد دارد تا نوشتار، به معنی قرار دادن یک چیزی غیر از فاعل در ابتدای جمله است. برای مثال:

People like that I just can’t stand.

Strange people they are!

ساختارها در زبان انگلیس نوشتاری و گفتاری

برخی از ساختارها برای مثال relative clause هایی که با whom به عنوان ضمیر موصولی آورده می شوند رسمی تر هستند. از همین جهت بیشتر در نوشتار کاربرد دارند. به طور کلی گفتار از نوشتار غیر رسمی تر است. بنابراین ساختار های غیر رسمی تر در گفتار تا نوشتار بیشتر کاربرد دارد. از طرفی ساختارهای دیگر، برای مثال contractions شبیه he’s و can’t عموما در صحبت های غیر رسمی تر کاربرد دارند. برخی از ساختارها عموما در گفتار دیده می شوند اما به ندرت در نوشتار وجود دارند. برای مثال declarative question ها را بیشتر در گفتار داریم.

You live with your parents?

برخی ساختارهای شرطی و یا اصطلاحا conditional structure ها نیز به همین ترتیب هستند.

It would be good if we’d get some rain.

برخی ساختار های موصولی و یا relative structure  ها نیز به همین ترتیب هستند.

It’s ridiculous to sing songs that you don’t know what they mean.

علاوه بر این ellipsis که به معنی حذف بعضی از کلمات در جملات هستند بیشتر در گفتار کاربرد دارد.

یکی از کاربردهای جالب زمان های استمراری و یا progressive و گذشته و یا past در گفتار استفاده کردن از آن ها به منظور کاهش قطعیت جمله است. برای مثال:

I was hoping you could lend me some money.

علاوه بر این ساختارهایی که رسالت آن ها کمک به ادامه دار بودن مکالمه می باشد، بیشتر در گفتار کاربرد دارد. یکی از این نوع ساختارها reply question ها می باشد.

We had a lovely holiday. ~ Did you?

کلمات و زبان انگلیسی رسمی و غیر رسمی

زبان انگلیسی نوشتار اغلب از کلمات پیچیده تر و طولانی تر و عبارت هایی که رسمی تر هستند استفاده می کند. برای مثال آن دسته از دوستانی که برای شرکت در آزمون زبان انگلیسی آیلتس به دنبال یک نمره ی بسیار بالا هستند، باید سعی کنند از چنین کلماتی استفاده کنند. علاوه بر این در زبان انگلیسی نوشتاری اغلب از هم معنی ها و یا synonym ها استفاده می شود. این در حالیست که در گفتار، جملات اغلب کوتاه تر و کلمات معمول تر مورد استفاده قرار می گیرند. افعال چند قسمتی و یا phrasal verb ها نیز در گفتار کاربرد بیشتری دارند در حالی که در نوشتار این گونه از افعال با کلمات رسمی تر جایگزین می شوند. برای مثال:

I told him to get on the plane.

She instructed the man to board the aircraft.

تفاوت کلمات cloth و clothes در زبان انگلیسی

در این مقاله از وب سایت کاردوآنلاین در رابطه با تفاوت بین دو کلمه cloth و clothes صحبت خواهیم کرد و امیدوار هستیم که شما دوستان با مطالعه کردن این مقاله، تفاوت این دو کلمه را بهتر فرا بگیرید و بتوانید از هر کدام به درستی استفاده کنید.

(بیشتر…)

معنا و کاربرد کلمه mind و عبارت do you mind در زبان انگلیسی

در این مقاله از وب سایت کاردوآنلاین در رابطه با کلمه ی mind و کاربردهای مختلف آن، از قبیل ساختار do you mind صحبت خواهیم کرد و معانی و نکات گرامری مختلف مربوط به این کلمه را فرا خواهیم گرفت. از شما دعوت می کنیم که با وب سایت کاردوآنلاین در این آموزش همراه بشوید.

(بیشتر…)

بررسی declarative question ها و نحوه ایجاد کردن آنها در زبان انگلیسی

در این قسمت از وبسایت کاردوآنلاین یکی دیگر از مقالات آموزش گرامر زبان انگلیسی را به شما تقدیم می کنیم. در این مقاله در رابطه با نوع خاصی از سوالات در زبان انگلیسی با نام declarative question ها صحبت خواهیم کرد.

(بیشتر…)

تفاوت زبان انگلیسی رسمی (formal) و یا غیر رسمی (informal)

در این مقاله که به صورت رایگان بر روی وب سایت کاردوآنلاین منتشر می شود در رابطه با زبان انگلیسی رسمی و غیر رسمی صحبت خواهیم کرد.

زبان رسمی و غیر رسمی

بسیاری از مردم دنیا که به زبان های مختلف صحبت می کنند در شرایط مختلف از عبارت ها، کلمات و دستور زبان مختلف استفاده می کنند. در برخی از زبان ها قوانین بسیار پیچیده ای در رابطه با اینکه چگونه باید با افراد مسن تر و یا مهم تر صحبت کنیم، وجود دارد. در زبان انگلیسی چنین قوانینی وجود ندارد اما کلمات و ساختارهایی نیز وجود دارند که بیشتر در شرایط رسمی تر مورد استفاده قرار می گیرند. منظور از شرایط رسمی تر شرایطیست که در آن فرد مراقب نحوه ی صحبت کردن و نوشتن خود است. برای مثال: گزارشات تجاری و نامه های اداری از این دست هستند. جلسات و کنفرانس ها و مکالمات با افراد غریبه نیز جزء شرایطی به حساب می آیند که در آن ها بهتر است از زبان رسمی استفاده کنیم. علاوه بر این گاهی نیز بهتر است که از زبان غیر رسمی و یا اصطلاحا informal استفاده کنیم. برای مثال در گفتگوهای غیر رسمی با دوستان و یا نامه هایی که به افراد خانواده می نویسم اغلب از زبان غیر رسمی استفاده می کنیم.

در زبان انگلیسی اساسا نوشتار رسمی تر از گفتار می باشد با این وجود، شرایطی نیز وجود دارد که در آن باید به صورت رسمی صحبت کنیم و یا به صورت غیر رسمی بنویسیم. تمامی این موارد بستگی به شرایطی دارد که در آن قرار داریم. مثال هایی که در قسمت زیر می بینید این موضوع را نشان می دهند.

Customer toilets are at the rear of the building. (Printed notice in an Oxfordshire petrol station)

The toilets are outside round the back. (Handwritten notice in the same petrol station, put up perhaps because the manager felt this would be easier for some of his customers to understand.

برخی از کلمات و عبارات نیز در زبان انگلیسی نه رسمی و formal و یا غیر رسمی و informal هستند بلکه خنثی و یا neutral به حساب می آیند. به عبارت دیگر نیازی نیست که برای صحبت کردن و یا نوشتن همیشه نگران رسمی بودن و یا غیر رسمی بودن باشیم.

ارتباط گرامر با صحبت های رسمی و غیر رسمی

شاید جالب باشد بدانید برخی از ساختارهای گرامر در نسخه های رسمی و غیر رسمی خود با یکدیگر تفاوت دارند.

برای مثال فرم های کوتاه شده افعال و یا contracted auxiliary verb ها و همچنین جملات منفی و یا negative ها بیشتر در گفتارهای غیر رسمی کاربرد دارند. برای مثال:

formal: It has gone. It is not possible.

informal: It’s gone. It isn’t possible.

علاوه براین در برخی از ساختارهای غیر رسمی در پایان جمله از حرف اضافه و یا prepositions استفاده می کنیم.

formal: In which century did he live?

informal: Which century did he live in?

در استفاده از ضمایر موصولی و یا relative pronoun ها نیز رسمی و یا غیر رسمی بودن شرایط می تواند ایجاد تفاوت کند. برای مثال:

formal: The man whom she married…

informal: The man she married…

برخی از determiner ها نیز در شرایط رسمی به همراه فعل های مفرد و در شرایط غیر رسمی به همراه فعل های جمع می آیند. مثال های زیر این موضوع را نشان می دهند.

formal: Neither of us likes him.

informal: Neither of us like him.

ضمایر مفعولی و یا object pronoun ها نیز در زبان رسمی و غیر رسمی به طور متفاوتی مورد استفاده قرار می گیرند. برای مثال:

formal: It was she who first saw what to do.

informal: It was her that first saw what to do.

formal: Whom did they elect?

informal: Who did they elect?

روش Ellipsis که به معنی حذف کردن بعضی از کلمات در جمله می باشد، بیشتر در زبان غیر رسمی کاربرد دارد. برای مثال:

formal: Have you seen Mr Andrews?

informal: Seen John?

formal: We think that it is possible.

informal: We think it’s possible.

کلمات و زبان رسمی و غیر رسمی

برخی از کلمات و عبارات نیز عموما در زبان رسمی مورد استفاده قرار می گیرند. برخی دیگر در شرایط غیر رسمی و برخی دیگر نیز خنثی هستند. مثال های زیر برخی از این موارد را نشان می دهند.

formal: commence

neutral/informal: begin, start

formal: alight (from a bus or train)

neutral/informal: get off

formal: I beg your pardon?

neutral/informal: Pardon? Sorry? (AmE Excuse me? Pardon me?)

informal: What?

formal: repair

neutral/informal: mend

informal: fix

formal: acceptable, satisfactory

neutral/informal: all right

informal: OK

formal: I am (very) grateful to you

neutral/informal: Thank you

informal: Thanks

 

کلماتی که هم صفت هستند و هم قید: موارد سردرگم کننده

در این مقاله از وب سایت کاردوآنلاین در رابطه با صفت ها و قید هایی صحبت می کنیم که اغلب برای زبان آموزان سردرگم کننده هستند. اغلب می دانیم که صفات و قید ها از لحاظ شکل کلمات قابل شناسایی هستند به طور کلی می ‌توان گفت که کلماتی که به ly ختم میشوند، قید هستند. اما در این مقاله مواردی را بررسی خواهیم کرد که این قوانین را نقض می کنند.

صفاتی که به ly ختم می‌شود

برخی از کلماتی که به ly ختم می ‌شوند صفت هستند و اغلب به صورت قید مورد استفاده قرار نمی گیرند. برای مثال کلماتی از قبیل costly و cowardly و deadly و friendly و likely و lively و lonely و lovely و silly و ugly و unlikely کلماتی هستند که هر چند به ly ختم می شوند صفت هستند. به مثال های زیر دقت کنید.

.She gave me a friendly smile

.Her singing was lovely

نکته دیگر اینکه برای این صفت ها یک قید متناظر برای مثال friendlily و lovelily وجود ندارند، پس اگر بخواهیم از آنها به عنوان یک قید استفاده کنیم باید از ساختارهای دیگری شبیه به دو مثال زیر استفاده کنیم.

(.She smiled in a friendly way. (NOT She smiled friendly

(.He gave a silly laugh. (NOT He laughed silly

علاوه بر این کلماتی از قبیل daily و weekly و monthly و yearly و early و leisurely هم صفت هستند و هم قید. لطفاً به مثال های زیر دقت کنید.

Its a daily paper.

It comes out daily.

an early train

I got up early.

بررسی صفات و قید هایی که یک فرم یکسان دارند و یا قیدهایی که دو فرم مختلف دارند

برخی از کلمات در حالت قید و یا صفت خود، یک شکل یکسان دارند. برای مثال کلمه fast هم به معنی سریع و هم به معنی با سرعت است پس می توان گفت که

.A fast car goes fast

علاوه بر این کلمه hard به معنی دشوار و همچنین به سختی است. بنابراین .If you do hard work و you work hard. علاوه بر این موارد، مواردی نیز هستند که در آنها یک قید یکسان، دو فرم مختلف را دارند. برای مثال late و lately هر دو قید هستند.

این فرم ها اغلب در معنا با یکدیگر تفاوت دارند. برخی از مثال هایی که در ادامه خواهید دید، این تفاوت ها را نشان می دهند اما توصیه می ‌کنیم برای درک هرچه بهتر این تفاوت‌ ها به یک دیکشنری مناسب رجوع کنید. برخی از کلماتی که در زبان انگلیسی بریتانیایی swear word و یا نفرین هستند، نیز می توانند به عنوان صفت و یا قید مورد استفاده قرار بگیرند. یکی از این کلمات bloody می‌باشد. به مثال زیر دقت کنید.

You bloody fool. You didn’t look where you were going. ~ I bloody did

مثال دیگر کلمه clean می باشد که به عنوان یک قید به معنی کاملا است و در کنار کلمه forget خصوصاً در زبان غیر رسمی مورد استفاده قرار می گیرد. برای مثال:

.Sorry I didn’t turn up – I clean forgot

.The explosion blew the cooker clean through the wall

کلمه dead به عنوان یک قید در برخی از عبارت ها به معنی دقیقا، کاملاً و یا خیلی مورد استفاده قرار می گیرد. برای مثال: dead ahead و dead certain و dead drunk و dead right و dead slow و dead straight و dead sure و dead tired برخی از این موارد هستند. نکته دیگر اینکه کلمه deadly یک صفت هست که به معنی کشنده و یا چیزی که منجر به مرگ خواهد شد، مورد استفاده قرار می گیرد و متناظر با این صفات fatally می ‌باشد. مثال های زیر را ببینید:

.Cyanide is a deadly poison

.She was fatally injured in the crash

کلمه بعدی direct می باشد که اغلب در شرایط غیر رسمی به عنوان یک قید مورد استفاده قرار می گیرد.

.The plane goes direct from London to Houston without stopping

!۵۰% cheaper – order direct from the factory

کلمه easy نیز در برخی از عبارات غیر رسمی در قالب یک قید مورد استفاده قرار می گیرد. برای مثال:

(!Go easy! (= Not too fast

Take it easy! (Relax!)

.Easy come, easy go

.Easier said than done

کلمه fair نیز به عنوان یک قید و پس از افعال خاصی در عبارت های خاصی مورد استفاده قرار می گیرد. برای مثال:

to play fair

to fight fair

.to hit something fair and square

کلمه دیگر fast است. fast هم به معنی سریع و یا quick می باشد و هم به عنوان یک قید به معنی quickly و یا سریعا مورد استفاده قرار می گیرد. در برخی از عبارت ها از قبیل fast sleep، این کلمه به معنی کاملاً است و در برخی عبارت ها از قبیل hold fast و stick fast و fast colours به معنی چیزی که امکان حذف کردن آن و یا پاک نمودنش وجود ندارد، مورد استفاده قرار می گیرد.

کلمه بعدی fine است که در برخی عبارت های غیر رسمی هم معنی کلمه well می باشد. برای مثال:

.That suits me fine

.Youre doing fine

قید finely در زمانی مورد استفاده قرار می گیرد که می خواهیم از تغییرات و یا تنظیمات کوچک و با حساسیت بالا صحبت کنیم. برای مثال:

a finely tuned engine

(finely chopped onions (= cut up very small

کلمه flat می تواند به عنوان یک قید مورد استفاده قرار بگیرد. این کلمه بیشتر در موسیقی کاربرد دارد. برای مثال عبارت to sing flat به معنی خواندن در یک گام و یا نت پایین می باشد. در بسیاری از موارد دیگر قید flatly مورد استفاده قرار می گیرد.

کلمه بعدی free است. free به عنوان یک قید و در کنار برخی از افعال به معنی رایگان و بدون پرداخت است. علاوه بر این کلمه freely به معنی بدون محدودیت مورد استفاده قرار می گیرد. برای مثال:

.You can eat free in my restaurant whenever you like

.You can speak freely – I won’t tell anyone what you say

کلمه بعدی hard است. یکی از کاربردهای این کلمه به عنوان قید به معنی با انرژی بالا و یا با فشار زیاد می باشد. برای مثال:

.Hit it hard

..I trained really hard for the marathon

کلمه hardly به معنی به ندرت می باشد.

.Ive hardly got any clean clothes left

لطفاً به مقایسه زیر نیز دقت کنید:

.Ann works hard

.Her brother hardly works

کلمه high در رابطه با ارتفاع مورد استفاده قرار می گیرد. کلمه highly در برخی از عبارت های رسمی به معنی تا حد بسیار زیاد و یا very much می باشد. برای مثال:

.He can jump really high

.Throw it as high as you can

.Its highly amusing

.I can highly recommend it

کلمه just در قالب یک قید معانی زیادی دارد. علاوه بر این صفتjust به معنی عادل و یا بر اساس قانون است. در این کاربرد قید justly نیز مورد استفاده قرار می گیرد. برای مثال:

.He was justly punished for his crimes

کلمه late به عنوان یک قید معنای مشابهی شبیه به صفت late دارد. قید lately نیز به معنی اخیراً است. برای مثال:

.I hate arriving late

.I haven’t been to the theatre much lately

کلمه loud اغلب به صورت غیر رسمی و در قالب یک قید پس از یک فعل مورد استفاده قرار می ‌گیرد.

.Don’t talk so loud(ly) – you’ll wake the whole street

کلمه بعدی کلمه low می باشد که هم یک صفت و هم یک قید است. برای مثال: a low bridge و a low voice و bend low کاربردهای این صفت و قید را نشان می دهد.

کلمه بعدی کلمه most است. most شکل عالی و یا superlative کلمه much می باشد و اغلب برای ساختن superlative adjectives و یا superlative adverbs مورد استفاده قرار می گیرد. برای مثال:

?Which part of the concert did you like most

.This is the most extraordinary day of my life

در شرایط رسمی most می تواند به معنی very باشد. برای مثال:

.You’re a most unusual person

کلمه Mostly نیز هم معنی mainly و most often or in most cases است. برای مثال:

.My friends are mostly non-smokers

کلمه pretty یک قید است که در شرایط غیر رسمی به معنای rather می باشد و در رابطه با درجه و یا حد چیزی صحبت می کند. علاوه بر این قید Prettily به معنی in a pretty way می باشد. برای مثال:

.I’m getting pretty fed up

?Isn’t your little girl dressed prettily

کلمه بعدی quick است که در شرایط غیر رسمی اغلب به جای کلمه quickly در کنار افعالی که حرکت و یا movement را نشان می ‌دهند، استفاده می شود. برای مثال:

.Ill get back as quick(ly) as I can

کلمهreal در زبان غیررسمی انگلیسی آمریکایی اغلب به جای قید really در کنار دیگر صفات و قیدها استفاده می شود. برای مثال:

.That was real nice

.He cooks real well

کلمه right با عبارتهای قیدی و یا adverb phrase ها استفاده می شود و به معنی just و exactly or all the way است. برای مثال:

.She arrived right after breakfast

.The snowball hit me right on the nose

.Turn the gas right down

در یک کاربرد دیگر right و rightly هر دو به معنی correctly و یا به طور صحیح می باشد. در این کاربرد right همیشه بعد از فعل مورد استفاده قرار می ‌گیرد و اغلب غیر رسمی است. برای مثال:

.I rightly assumed that Henry was not coming

.You guessed right

(.It serves you right. ( … rightly is not possible

کلمه sharp به عنوان یک قید به معنی punctually و یا سر وقت است. برای مثال:

?Can you be there at six o’clock sharp

علاوه بر این در شرایطی که در رابطه با موسیقی صحبت می کنیم sharp به معنی آواز خواندن در یک گام و یا نوت بسیار بالا است. برای مثال: to sing sharp عبارتی است که استفاده می شود. علاوه بر این عباراتی از قبیل turn sharp left و یا turn sharp right در موسیقی به معنی تغییر بزرگی می باشد. علاوه بر این در کاربردها و معانی دیگر از قید sharply استفاده می کنیم. برای مثال:

.She looked at him sharply

.I thought you spoke to her rather sharply

کلمه short به عنوان یک قید در عبارتهایی از قبیل stop short به معنی stop suddenly و cut short به معنی interrupt مورد استفاده قرار می گیرد. علاوه بر این قید shortly به معنی soon است.

کلمه slow به عنوان یک قید در علائم رانندگی مورد استفاده قرار می گیرد. برای مثال: slow و dangerous bend در جاده ها به معنی با سرعت کم رانندگی کنید،پیچ خطرناک شدیدا کاربرد دارد و همچنین به طور غیر رسمی در کنار فعل go و دیگر فعل ها مورد استفاده قرار می گیرد. برای مثال: go slow و drive slow برخی از این مثال ها هستند.

کلمه sound به عنوان یک قید در عبارت هایی از قبیل sound asleep کاربرد دارد. در دیگر کاربردها از قید soundly استفاده می کنیم. برای مثال:

.Shes sleeping soundly

کلمه straight در قالب یک قید و یا صفت یکسان است. برای مثال:

.A straight road goes straight from one place to another

کلمه sure در شرایط غیر رسمی به معنی certainly است و اغلب در انگلیسی امریکایی کاربرد دارد. برای مثال:

.Can I borrow your tennis racket? ~ Sure

علاوه بر این کلمه surely و یا surely not برای بیان نظر و یا تعجب کردن مورد استفاده قرار می گیرد.

!Surely house prices will stop rising soon

?Surely you’re not going out in that old coat

از کلمه tight پس از یک قید می توان به جای tightly و خصوصا در شرایط غیر رسمی استفاده کرد. برخی از عبارت ها از قبیل hold tight و packed tight این موضوع را نشان می دهند. کلمه well شکل قیدی صفت good می باشد. برای مثال:

a good singer sings well

علاوه بر این well یک صفت است که به معنی سالم و یا in good health می باشد و متضاد کلمه ill خواهد بود. کلمه wide به عنوان یک قید بیشتر کاربرد دارد. البته کلمه widely نیز برای صحبت کردن در مورد فاصله و یا جدایی است. برای مثال:

.The door was wide open

.Shes travelled widely

.They have widely differing opinions

علاوه براین عبارت wide awake را یاد بگیرید که متضاد عبارت fast asleep است.

کلمه wrong نیز به عنوان جایگزینی برای کلمه wrongly می باشد و خصوصاً در شرایط غیر رسمی کاربرد دارد. برای مثال:

.I wrongly believed that you wanted to help me

.You guessed wrong

کاربرد صفات و قیدها در کنار comparative و superlative

کاربردهای غیر رسمی صفات به عنوان قید در بسیاری از ساختارهای comparative و superlative نیز کاربرد دارد. برای مثال:

?Can you drive a bit slower

.Lets see who can do it quickest

انگلیسی امریکایی و استفاده از صفات به جای قیدها

در انگلیسی امریکایی می توان از بسیاری از صفت ها به جای قید استفاده نمود. برای مثال:

.He looked at me real strange

.Think positive

جمع بندی

امیدواریم که این مقاله از وب سایت کاردوآنلاین نیز مورد توجه شما قرار گرفته باشد. در این مقاله در رابطه با کلماتی صحبت شد که می توانند هم قید باشند و هم صفت. مواردی که اغلب برای زبان آموزان گیج کننده هست را نیز بررسی کردیم. استفاده ی صحیح از قیدها و صفت ها موضوع بسیار مهمی است که امیدواریم با مطالعه کردن این مقاله مشکلات معمول مربوط به این حوزه از گرامر زبان انگلیسی برای شما حل و فصل شده باشد. 

تفاوت کلمات wait و await و sleep و asleep و wake و awake در زبان انگلیسی

در این مقاله از وبسایت کاردوآنلاین در رابطه با تفاوت کلمات wait و await و sleep و asleep و wake و awake در زبان انگلیسی صحبت خواهیم کرد.

(بیشتر…)

کاربرد و تقاوت های کلمات across و over و through در زبان انگلیسی

در این مقاله از وب سایت کاردوآنلاین در رابطه با کاربرد و تقاوت های کلمات across و over و through در زبان انگلیسی صحبت خواهیم کرد.

(بیشتر…)

کاربردها و استفاده صحیح از کلمه some در زبان انگلیسی

در این مقاله از وب سایت کاردوآنلاین که بخشی از سری مقالات آموزش رایگان گرامر و دستور زبان انگلیسی است در رابطه با کاربردها و استفاده صحیح از کلمه some در زبان انگلیسی صحبت خواهیم کرد.

(بیشتر…)

بررسی و تصحیح دو اشتباه رایج با کلمه both در زبان انگلیسی

در این قسمت از وب سایت کاردوآنلاین در رابطه با بررسی و تصحیح دو اشتباه رایج با کلمه both در زبان انگلیسی صحبت خواهیم کرد.

(بیشتر…)

تفاوت کلمات somebody و someone و anybody و anyone در زبان انگلیسی

در این مقاله از وب سایت کاردوآنلاین در رابطه با تفاوت کلمات somebody و  someone و  anybody و  anyoneو موارد مشابه صحبت می کنیم.

(بیشتر…)

malatya escort bayan bursa escort bayan antalya escort bayan konya escort bayan mersin escort Maltepe escort, porno, Çekmeköy Escort | izmit Escort | Kartal Escort | Kurtköy Escort | pendik Escort | Tuzla Escort | ümraniye Escort

mersin escort
|
eskişehir escort
|
escort mersin
|
mersin escort
|
http://www.escortmersin.net/
| mersin escort