کلماتی که هم صفت هستند و هم قید: موارد سردرگم کننده

Comparative

در این مقاله از وب سایت کاردوآنلاین در رابطه با صفت ها و قید هایی صحبت می کنیم که اغلب برای زبان آموزان سردرگم کننده هستند. اغلب می دانیم که صفات و قید ها از لحاظ شکل کلمات قابل شناسایی هستند به طور کلی می ‌توان گفت که کلماتی که به ly ختم میشوند، قید هستند. اما در این مقاله مواردی را بررسی خواهیم کرد که این قوانین را نقض می کنند.

صفاتی که به ly ختم می‌شود

برخی از کلماتی که به ly ختم می ‌شوند صفت هستند و اغلب به صورت قید مورد استفاده قرار نمی گیرند. برای مثال کلماتی از قبیل costly و cowardly و deadly و friendly و likely و lively و lonely و lovely و silly و ugly و unlikely کلماتی هستند که هر چند به ly ختم می شوند صفت هستند. به مثال های زیر دقت کنید.

.She gave me a friendly smile

.Her singing was lovely

نکته دیگر اینکه برای این صفت ها یک قید متناظر برای مثال friendlily و lovelily وجود ندارند، پس اگر بخواهیم از آنها به عنوان یک قید استفاده کنیم باید از ساختارهای دیگری شبیه به دو مثال زیر استفاده کنیم.

(.She smiled in a friendly way. (NOT She smiled friendly

(.He gave a silly laugh. (NOT He laughed silly

علاوه بر این کلماتی از قبیل daily و weekly و monthly و yearly و early و leisurely هم صفت هستند و هم قید. لطفاً به مثال های زیر دقت کنید.

Its a daily paper.

It comes out daily.

an early train

I got up early.

بررسی صفات و قید هایی که یک فرم یکسان دارند و یا قیدهایی که دو فرم مختلف دارند

برخی از کلمات در حالت قید و یا صفت خود، یک شکل یکسان دارند. برای مثال کلمه fast هم به معنی سریع و هم به معنی با سرعت است پس می توان گفت که

.A fast car goes fast

علاوه بر این کلمه hard به معنی دشوار و همچنین به سختی است. بنابراین .If you do hard work و you work hard. علاوه بر این موارد، مواردی نیز هستند که در آنها یک قید یکسان، دو فرم مختلف را دارند. برای مثال late و lately هر دو قید هستند.

این فرم ها اغلب در معنا با یکدیگر تفاوت دارند. برخی از مثال هایی که در ادامه خواهید دید، این تفاوت ها را نشان می دهند اما توصیه می ‌کنیم برای درک هرچه بهتر این تفاوت‌ ها به یک دیکشنری مناسب رجوع کنید. برخی از کلماتی که در زبان انگلیسی بریتانیایی swear word و یا نفرین هستند، نیز می توانند به عنوان صفت و یا قید مورد استفاده قرار بگیرند. یکی از این کلمات bloody می‌باشد. به مثال زیر دقت کنید.

You bloody fool. You didn’t look where you were going. ~ I bloody did

مثال دیگر کلمه clean می باشد که به عنوان یک قید به معنی کاملا است و در کنار کلمه forget خصوصاً در زبان غیر رسمی مورد استفاده قرار می گیرد. برای مثال:

.Sorry I didn’t turn up – I clean forgot

.The explosion blew the cooker clean through the wall

کلمه dead به عنوان یک قید در برخی از عبارت ها به معنی دقیقا، کاملاً و یا خیلی مورد استفاده قرار می گیرد. برای مثال: dead ahead و dead certain و dead drunk و dead right و dead slow و dead straight و dead sure و dead tired برخی از این موارد هستند. نکته دیگر اینکه کلمه deadly یک صفت هست که به معنی کشنده و یا چیزی که منجر به مرگ خواهد شد، مورد استفاده قرار می گیرد و متناظر با این صفات fatally می ‌باشد. مثال های زیر را ببینید:

.Cyanide is a deadly poison

.She was fatally injured in the crash

کلمه بعدی direct می باشد که اغلب در شرایط غیر رسمی به عنوان یک قید مورد استفاده قرار می گیرد.

.The plane goes direct from London to Houston without stopping

!50% cheaper – order direct from the factory

کلمه easy نیز در برخی از عبارات غیر رسمی در قالب یک قید مورد استفاده قرار می گیرد. برای مثال:

(!Go easy! (= Not too fast

Take it easy! (Relax!)

.Easy come, easy go

.Easier said than done

کلمه fair نیز به عنوان یک قید و پس از افعال خاصی در عبارت های خاصی مورد استفاده قرار می گیرد. برای مثال:

to play fair

to fight fair

.to hit something fair and square

کلمه دیگر fast است. fast هم به معنی سریع و یا quick می باشد و هم به عنوان یک قید به معنی quickly و یا سریعا مورد استفاده قرار می گیرد. در برخی از عبارت ها از قبیل fast sleep، این کلمه به معنی کاملاً است و در برخی عبارت ها از قبیل hold fast و stick fast و fast colours به معنی چیزی که امکان حذف کردن آن و یا پاک نمودنش وجود ندارد، مورد استفاده قرار می گیرد.

کلمه بعدی fine است که در برخی عبارت های غیر رسمی هم معنی کلمه well می باشد. برای مثال:

.That suits me fine

.Youre doing fine

قید finely در زمانی مورد استفاده قرار می گیرد که می خواهیم از تغییرات و یا تنظیمات کوچک و با حساسیت بالا صحبت کنیم. برای مثال:

a finely tuned engine

(finely chopped onions (= cut up very small

کلمه flat می تواند به عنوان یک قید مورد استفاده قرار بگیرد. این کلمه بیشتر در موسیقی کاربرد دارد. برای مثال عبارت to sing flat به معنی خواندن در یک گام و یا نت پایین می باشد. در بسیاری از موارد دیگر قید flatly مورد استفاده قرار می گیرد.

کلمه بعدی free است. free به عنوان یک قید و در کنار برخی از افعال به معنی رایگان و بدون پرداخت است. علاوه بر این کلمه freely به معنی بدون محدودیت مورد استفاده قرار می گیرد. برای مثال:

.You can eat free in my restaurant whenever you like

.You can speak freely – I won’t tell anyone what you say

کلمه بعدی hard است. یکی از کاربردهای این کلمه به عنوان قید به معنی با انرژی بالا و یا با فشار زیاد می باشد. برای مثال:

.Hit it hard

..I trained really hard for the marathon

کلمه hardly به معنی به ندرت می باشد.

.Ive hardly got any clean clothes left

لطفاً به مقایسه زیر نیز دقت کنید:

.Ann works hard

.Her brother hardly works

کلمه high در رابطه با ارتفاع مورد استفاده قرار می گیرد. کلمه highly در برخی از عبارت های رسمی به معنی تا حد بسیار زیاد و یا very much می باشد. برای مثال:

.He can jump really high

.Throw it as high as you can

.Its highly amusing

.I can highly recommend it

کلمه just در قالب یک قید معانی زیادی دارد. علاوه بر این صفتjust به معنی عادل و یا بر اساس قانون است. در این کاربرد قید justly نیز مورد استفاده قرار می گیرد. برای مثال:

.He was justly punished for his crimes

کلمه late به عنوان یک قید معنای مشابهی شبیه به صفت late دارد. قید lately نیز به معنی اخیراً است. برای مثال:

.I hate arriving late

.I haven’t been to the theatre much lately

کلمه loud اغلب به صورت غیر رسمی و در قالب یک قید پس از یک فعل مورد استفاده قرار می ‌گیرد.

.Don’t talk so loud(ly) – you’ll wake the whole street

کلمه بعدی کلمه low می باشد که هم یک صفت و هم یک قید است. برای مثال: a low bridge و a low voice و bend low کاربردهای این صفت و قید را نشان می دهد.

کلمه بعدی کلمه most است. most شکل عالی و یا superlative کلمه much می باشد و اغلب برای ساختن superlative adjectives و یا superlative adverbs مورد استفاده قرار می گیرد. برای مثال:

?Which part of the concert did you like most

.This is the most extraordinary day of my life

در شرایط رسمی most می تواند به معنی very باشد. برای مثال:

.You’re a most unusual person

کلمه Mostly نیز هم معنی mainly و most often or in most cases است. برای مثال:

.My friends are mostly non-smokers

کلمه pretty یک قید است که در شرایط غیر رسمی به معنای rather می باشد و در رابطه با درجه و یا حد چیزی صحبت می کند. علاوه بر این قید Prettily به معنی in a pretty way می باشد. برای مثال:

.I’m getting pretty fed up

?Isn’t your little girl dressed prettily

کلمه بعدی quick است که در شرایط غیر رسمی اغلب به جای کلمه quickly در کنار افعالی که حرکت و یا movement را نشان می ‌دهند، استفاده می شود. برای مثال:

.Ill get back as quick(ly) as I can

کلمهreal در زبان غیررسمی انگلیسی آمریکایی اغلب به جای قید really در کنار دیگر صفات و قیدها استفاده می شود. برای مثال:

.That was real nice

.He cooks real well

کلمه right با عبارتهای قیدی و یا adverb phrase ها استفاده می شود و به معنی just و exactly or all the way است. برای مثال:

.She arrived right after breakfast

.The snowball hit me right on the nose

.Turn the gas right down

در یک کاربرد دیگر right و rightly هر دو به معنی correctly و یا به طور صحیح می باشد. در این کاربرد right همیشه بعد از فعل مورد استفاده قرار می ‌گیرد و اغلب غیر رسمی است. برای مثال:

.I rightly assumed that Henry was not coming

.You guessed right

(.It serves you right. ( … rightly is not possible

کلمه sharp به عنوان یک قید به معنی punctually و یا سر وقت است. برای مثال:

?Can you be there at six o’clock sharp

علاوه بر این در شرایطی که در رابطه با موسیقی صحبت می کنیم sharp به معنی آواز خواندن در یک گام و یا نوت بسیار بالا است. برای مثال: to sing sharp عبارتی است که استفاده می شود. علاوه بر این عباراتی از قبیل turn sharp left و یا turn sharp right در موسیقی به معنی تغییر بزرگی می باشد. علاوه بر این در کاربردها و معانی دیگر از قید sharply استفاده می کنیم. برای مثال:

.She looked at him sharply

.I thought you spoke to her rather sharply

کلمه short به عنوان یک قید در عبارتهایی از قبیل stop short به معنی stop suddenly و cut short به معنی interrupt مورد استفاده قرار می گیرد. علاوه بر این قید shortly به معنی soon است.

کلمه slow به عنوان یک قید در علائم رانندگی مورد استفاده قرار می گیرد. برای مثال: slow و dangerous bend در جاده ها به معنی با سرعت کم رانندگی کنید،پیچ خطرناک شدیدا کاربرد دارد و همچنین به طور غیر رسمی در کنار فعل go و دیگر فعل ها مورد استفاده قرار می گیرد. برای مثال: go slow و drive slow برخی از این مثال ها هستند.

کلمه sound به عنوان یک قید در عبارت هایی از قبیل sound asleep کاربرد دارد. در دیگر کاربردها از قید soundly استفاده می کنیم. برای مثال:

.Shes sleeping soundly

کلمه straight در قالب یک قید و یا صفت یکسان است. برای مثال:

.A straight road goes straight from one place to another

کلمه sure در شرایط غیر رسمی به معنی certainly است و اغلب در انگلیسی امریکایی کاربرد دارد. برای مثال:

.Can I borrow your tennis racket? ~ Sure

علاوه بر این کلمه surely و یا surely not برای بیان نظر و یا تعجب کردن مورد استفاده قرار می گیرد.

!Surely house prices will stop rising soon

?Surely you’re not going out in that old coat

از کلمه tight پس از یک قید می توان به جای tightly و خصوصا در شرایط غیر رسمی استفاده کرد. برخی از عبارت ها از قبیل hold tight و packed tight این موضوع را نشان می دهند. کلمه well شکل قیدی صفت good می باشد. برای مثال:

a good singer sings well

علاوه بر این well یک صفت است که به معنی سالم و یا in good health می باشد و متضاد کلمه ill خواهد بود. کلمه wide به عنوان یک قید بیشتر کاربرد دارد. البته کلمه widely نیز برای صحبت کردن در مورد فاصله و یا جدایی است. برای مثال:

.The door was wide open

.Shes travelled widely

.They have widely differing opinions

علاوه براین عبارت wide awake را یاد بگیرید که متضاد عبارت fast asleep است.

کلمه wrong نیز به عنوان جایگزینی برای کلمه wrongly می باشد و خصوصاً در شرایط غیر رسمی کاربرد دارد. برای مثال:

.I wrongly believed that you wanted to help me

.You guessed wrong

کاربرد صفات و قیدها در کنار comparative و superlative

کاربردهای غیر رسمی صفات به عنوان قید در بسیاری از ساختارهای comparative و superlative نیز کاربرد دارد. برای مثال:

?Can you drive a bit slower

.Lets see who can do it quickest

انگلیسی امریکایی و استفاده از صفات به جای قیدها

در انگلیسی امریکایی می توان از بسیاری از صفت ها به جای قید استفاده نمود. برای مثال:

.He looked at me real strange

.Think positive

جمع بندی

امیدواریم که این مقاله از وب سایت کاردوآنلاین نیز مورد توجه شما قرار گرفته باشد. در این مقاله در رابطه با کلماتی صحبت شد که می توانند هم قید باشند و هم صفت. مواردی که اغلب برای زبان آموزان گیج کننده هست را نیز بررسی کردیم. استفاده ی صحیح از قیدها و صفت ها موضوع بسیار مهمی است که امیدواریم با مطالعه کردن این مقاله مشکلات معمول مربوط به این حوزه از گرامر زبان انگلیسی برای شما حل و فصل شده باشد.