صد مکالمه زبان انگلیسی: درس ۴۳ بازدید از خانواده
در این مطلب از وبسایت کاردوآنلاین، درس دیگری را در رابطه با مکالمات و دیالوگ های روزمره زبان انگلیسی برای شما در نظر گرفته ایم. برای یادگیری هر چه بهتر مطالب این مکالمه، آن را به همراه فایل صوتی و ترجمه جملات تنظیم کرده ایم. ضمناً می توانید برای استفاده کردن از دیگر مکالمات مربوط به این آموزش از مطلب بانک صد مکالمه روزمره زبان انگلیسی دیدن کنید.
|
درس ۴۳ بازدید از خانواده |
Lesson 43 Visiting family |
|
جودی، شوهرت ماشین خیلی خوبی داره. |
Judy, your husband has a really nice car. |
|
ممنونم. از مال من خیلی بهتره و جدیده. |
Thanks. It’s a lot better than mine, and it’s new. |
|
داری کجا میری؟ |
Where are you going? |
|
داریم میریم شهر که خواهرم رو ببینیم. |
We’re going to visit my sister in the city. |
|
نمیدونستم خواهرت توی شهر زندگی میکنه، کی به اونجا نقل مکان کرده؟ |
I didn’t know your sister lives in the city, when did she move there? |
|
حدود یک سال پیش. توی یک آپارتمان در خیابون سوم، رو به روی کتابخونه عمومی زندگی میکنه. |
About a year ago. She lives in an apartment on 3rd street, across from the public library. |
|
که اینطور. ساعت نزدیک به پنجه، فکر نمیکنی ترافیک زیاد باشه؟ |
I see. It’s almost 5:00 PM now, don’t you think there will be a lot of traffic? |
|
اوه، ما با ماشین نمیریم. سوار مترو میشیم. با مترو فقط ۲۰ دقیقه طول میکشه. |
Oh, we’re not driving. We’re going to take the subway. The subway only takes about 20 minutes. |
|
آره، اما نزدیک این ساعت ممکنه خیلی شلوغ باشه. من هیچوقت توی مترو احساس راحتی نمیکنم. |
Yes, but it can be very crowded around this time. I always feel uncomfortable taking the subway. |
|
من هر روز با مترو میرم سرکار، برای همین بهش عادت کردم. |
I take the subway to work every day, so I’m used to it now. |
|
مادرت توی شهر زندگی میکنه؟ |
Doesn’t your mother live in the city? |
|
آره، حدود ده ساله که اونجا زندگی میکنه. |
Yes, she’s lived there for about ten years. |
|
زمانی که به اونجا نقل مکان کرد رو یادم میاد. اون موقع آپارتمانها خیلی ارزونتر بودن. |
I remember when she moved there. Apartments were a lot cheaper then. |
|
میدونم منظورت چیه. حالا پیدا کردن چیزی که قیمتش منطقی باشه سخت شده. |
I know what you mean. It’s hard to find anything that’s reasonable now. |
|
خوش بگذره. دفعه بعد که بیکار بودی، باهام تماس بگیر تا بریم و پوکر بازی کنیم. |
Have a good time. Next time you’re free, give me a call and we’ll go play poker. |
|
بعدا میبینمت. |
See you later. |