مکالمات واقعی زبان انگلیسی: حتی شنیدن اسمش هم عصبانیم می‌کنه!

مکالمات واقعی زبان انگلیسی (احساسات): حتی شنیدن اسمش هم عصبانیم می‌کنه!

در این مطلب از وبسایت کاردوآنلاین، یک درس دیگر با عنوان حتی شنیدن اسمش هم عصبانیم می‌کنه! از مجموعه دروس مکالمات واقعی زبان انگلیسی در دسته احساسات را برای شما در نظر گرفته ایم. این مجموعه دروس مکالمه زبان انگلیسی به شما کمک می کنند که در قالب دیالوگ های واقعی، تعدادی زیادی از اصطلاحات و عبارات عامیانه زبان انگلیسی را فرا بگیرید. برای یادگیری هر چه بهتر این مکالمات، آنها را به همراه ترجمه و فایل های صوتی مربوطه تنظیم کرده ایم. لیست کامل دروس مربوط به این سری آموزشی را می توانید در مطلب بانک مکالمات واقعی و عامیانه زبان انگلیسی مشاهده کنید.

حتی شنیدن اسمش هم عصبانیم می‌کنه!

Even the mention of his name starts me fuming!

کلارا: الان چه اتفاقی افتاد مارک؟ وقتی با تد صحبت می‌کردی خیلی مهربون نبودی. مشکلت باهاش چیه؟
مارک: من اصلاً اون رو دوست ندارم.
کلارا: چرا؟ چیز خاصی وجود داره؟
مارک: خب، اون یک رگه پستی توی خودش داره! رفتم دفترش تا ازش کمک بخوام و اون مثل یک آشغال باهام رفتار کرد! انقدر عصبانی بودم که می‌خواستم بزنمش! اون قبل از به دست آوردن این کار، اینجوری نبود. حالا خیلی خودشیفته شده!
کلارا: می‌خوای نصیحتت کنم؟ ولش کن.
مارک: البته، منطقاً می‌دونم که حق با توئه، اما یک‌جورهایی انگار نمی‌تونم فراموشش کنم. حتی شنیدن اسمش هم عصبانیم می‌کنه.

Clara: What happened just now, Mark? You weren’t very kind when you were talking with Ted. What do you have against him?
Mark: I just don’t like him at all.
Clara: Why? Is there something in particular?
Mark: Well, he has such a mean streak in him! I went to his office to ask him for some help, and he simply turned up his nose at me! I was so angry that I wanted to slap him! He wasn’t like that before he got the job. Now he’s such a snob!
Clara: You want my advice? Let it go.
Mark: Of course, logically I know you’re right, but somehow I just can’t bring myself to forget it. Even the mention of his name starts me fuming.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *