مکالمات واقعی زبان انگلیسی: دیگه نمی‌تونم تحملش کنم!

مکالمات واقعی زبان انگلیسی (احساسات): دیگه نمی‌تونم تحملش کنم!

در این مطلب از وبسایت کاردوآنلاین، یک درس دیگر با عنوان دیگه نمی‌تونم تحملش کنم! از مجموعه دروس مکالمات واقعی زبان انگلیسی در دسته احساسات را برای شما در نظر گرفته ایم. این مجموعه دروس مکالمه زبان انگلیسی به شما کمک می کنند که در قالب دیالوگ های واقعی، تعدادی زیادی از اصطلاحات و عبارات عامیانه زبان انگلیسی را فرا بگیرید. برای یادگیری هر چه بهتر این مکالمات، آنها را به همراه ترجمه و فایل های صوتی مربوطه تنظیم کرده ایم. لیست کامل دروس مربوط به این سری آموزشی را می توانید در مطلب بانک مکالمات واقعی و عامیانه زبان انگلیسی مشاهده کنید.

دیگه نمی‌تونم تحملش کنم!

I can stand him any longer!

جان: بین تو و گری چه خبره؟ دعوا کردید یا همچین چیزی؟
اندی: من دیگه نمی‌تونم تحملش کنم! انقدر بی‌اعصابه که حتی یک نصیحت دوستانه کوچیک هم عصبیش می‌کنه.
جان: چی بهش گفتی؟
اندی: بهش گفتم که اگه می‌تونست صبورتر باشه و سعی می‌کرد به این راحتی کنترلش رو از دست نده، محبوبیت بیشتری پیدا می‌کرد.
جان: جای تعجب نداره که عصبانی شده. محبوبیتش براش چیز مهمیه.
اندی: خب، فکر کنم فقط باید دهنم رو ببندم. این بهم یاد میده که نصیحت کنم!
جان: مگه اینکه بخوای بمیری!

Jan: What’s going on between you and Gary? Did you guys have a fight or something?
Andy: I can’t stand him anymore! He has such a short fuse that even a little piece of friendly advice sets him off.
Jan: So what did you tell him?
Andy: I told him that if he could be more patient and try not to lose his temper so easily, he would be more popular.
Jan: No wonder he threw a fit. His popularity is really a sore spot.
Andy: Well, I guess I’ll just keep my mouth shut. That’ll teach me to give advice!
Jan: Not unless you want to die!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *